December 14, 2004

(3) تروریسم فرهنگی

اما همان طور که گفتم، این موشک یک موشک چندمنظوره است. منظور دیگر سازندگان آن حتما" هدف قرار دادن کسانی چون محمد حسن لطفی و داریوش آشوری است که کارهای از قبل مشکوکی کرده اند و" کتاب های ضخیم و دوران ساز فلسفه مغرب زمین" را یک تنه ترجمه کرده اند. در نتیجه، من این توهم را دارم که سازندگان موشک مذکور مخترعان بزرگی هستند و می خواهند، با اتکا به آن گروه دونفره ( و احیانا" چندنفره یی که بعدا" با حضور سایر اعضای کمیته تشکیل میشود)، با عقد قراردادها و کسب حقوق و مزایا از آن جا که می دانند، کل آثار سترگی را که تاکنون به فارسی در آمده از نو اختراع کنند! البته چون آن ها حتما" صلاحیت تشخیص تخصص فلسفی و حد زبان دانی را هم دارند، طبیعی است که عمده مقالات روزنامه ی شرق را افراد صاحب صلاحیتی تالیف کنند و اتفاقا" همان ها عمده مقالات فصل نامه ی ارغنون را هم ترجمه کنند، یا برعکس
از این ها که بگذریم، سازندگان موشک مذکور در بیانیه ی ارسالی به همراه سلاح خود، همچنین ابراز تاسف کرده اند که: " این روزها رسم شده است که مترجمان جوان و تازه کار، به ویژه در حیطه اندیشه های پست مدرن، سالی سه الی چهار کتاب منتشر کنند." از آن جا که من، علاوه بر بدبینی و توهم، این مشکل را هم دارم که آدم کم اطلاعی هستم و جز خود مترجم دیگری با این وصف نمی یابم، حق دارم فکر کننم که منظورشان حتما" من بوده ام. پس به خاطر این حجب و حیایی که مانع از آوردن اسم ام شده باید از آن ها ممنون باشم
افزون بر این، گروه دونفره فرهادپور- مهرگان خاطرنشان کرده است که " با توجه به بی معنا و بی فایده بودن این ترجمه ها برای همگان، از جمله خود مترجمان، معلوم نیست این پشتکار عبث را به چه چیز باید نسبت داد؟" این گفته هم باز دو نکته برای من دارد. اول این که، همه ی آن هایی که کارهای مرا خوانده اند و می خوانند هیچ معنا و هیچ فایده یی در آن ها نیافته اند و نخواهند یافت. دوم این که، باز باید برای خودم متاسف باشم که نمی دانستم این کارها برای خود من هم بی معنا و بی فایده بوده اند
این حرف شان طبعا" تکان دهنده است، چون سازندگان موشکی به این هیبت، تواضع فکری را به آن جا رسانده اند که می گویند نکته یی هم هست که آن ها نمی دانند (می دانم که هردو واقع بین تر از این هستند که آن "چیز" را منافع مالی بدانند، چون خوب می دانند وجهی که از بابت دو چاپ کتاب لذت متنعاید من شد به اندازه حق الترجمه ی یک مقاله ی بیست صفحه یی برای ارغنون یا حق التالیف چهار پنج صفحه برای شرقهم نیست). با این حال، با توجه تلاش مجدانه ی کمیته ی مذکور و سایر باندهای مشابه برای بی فایده و بی معنا شمردن کارهای کسانی چون من، عبث خواندن آن ها کمی بی انصافی است: همه ی آن چه تروریست ها می خواهند، دشمنان بی فایده و بی معنایی مثل من است

Labels:

12 نظر:

Anonymous Anonymous مي نويسد:

سلام جناب يزدانجو.
پاسخ وزين و دلچسب شما را به اشاره ي كودكانه ي مقاله ي شرق خواندم و از بيان شما و همه ي انچه گفته بوديد لذت بردم. ضمنا خواندن دوباره ي ان به فارسي لذت اش را دو چندان كرد. هر چند كه به لاتين خواندن اش هم زيبا بود.
پاينده باشيد.

8:52 AM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

به به... حالا با لذت می خوانم. به هر حال من همچنان دوست دارم بدانم علت اینکه می گویی نوشتن به لاتین مزیت دارد بر نوشتن به خط فارسی چیست.
پرستو

11:46 AM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

سلام
www.farhadgooran.com
.

2:08 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

آقای یزدانجو، شما مگر انتظاری جز این داشتید؟ مگر همین آقای ابک نبود که آن مطلب را در صفحه خودش راجع به رامین جهانبگلو نوشت، و بعدش هم آن مصاحبه مهوع را چاپ کردند که ایشان را به قول شما ترور کنند، اما با این کارشان فقط خودشان را مسخره کردند. آنها فکر می کنند که با ترور دیگران برای خودشان جا باز می شود. آقای جهانبلگو تا وقتی در فرنگ بود کاری به کارش نداشند اما تا به ایران آمد و آقایان احساس کردند دارد کارش بالا می گیرد دست به کار شدند که تخریبش کنند، روش تروریستها همین است. اول با توطئه سکوت می خواهند دیگران را حذف کنند و بعد اگر نشد با تحقیر و توهین خرابش کنند. شما نگران نباشید،آنها خیلی وقت است که دستشان رو شده، ولی نمی دانم چرا از رو نمی روند

ارادتمند شما

3:38 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

با سلم دوباره .... بی صبرانه منتظر رمانتان و کتاب بارت هستم. برایتان موفقیت آرزو می کنم

khaledrasulpur

4:29 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

از خواندن نوشته‌هايتان لذت ميبرم. لطف ميكنيد بسته هاي مهاجر را هم فارسي كنيد؟ موفق باشيد - رضا كوحدي

4:37 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

salam dost man . tabrik megoyam ke farsi nevis shodi. matnhayat ra khandam. ali bod. dast marizad.

4:55 PM  
Blogger Â Â Â Â Â  مي نويسد:

به به ، این هم از خواص این شبکه عالیه نمو( تفکر)، نفت بر آتش عزیزان ریختن هم کار جالبی است!!!

البته که زبان فارسی خوب است، البته کمی برای متولدان بریتانیا یا کانادائی- سوئدی های پوست مدرن سخت است البته پس از سه ماه روان می شود البته اگر نشد ملین توصیه می گردد.

به واسطه عزیزی چشممان به جمال مجمل وبلاگ و صد البته مرافه شیرین اهل قلم این بلاد افتاد گفتیم پوست مدرن است ماهم سری در آخور کنیم(البته پیشاپیش از دو عزیز که از قابله گان پوست مدرن می باشند عذر خواهی کرده انشاالله با ما هم چون دائی رولان و عمو میشل مهربان باشند)

نکته محل مرافه خود میدانی است غیر هم سطح ، من که نمی دانم چرا بجای آنکه تلاش این عزیز در تولید انبوه با تلاشی تولیدی پاسخ داده شود به پایه و اساس لگد می زنند؟ درست است که من هم از اسهال ساری بین این دوستان چیزی دستگیرم نشده اما از یبوست آن دسته نیز چیز بیشتری گیرمان نیامده، و تلاش این آقا پسر را بد که نمی دانم خوب هم می دانم ، حداقل فهمیدم که طرح جلدهای ابراهیم حقیقی روز به روز بی ارزش تر می شود! ولی دست نوشت جمیل اجمل الحکما که برای آقا یا خانوم ! یوحنا نوشته شده بود بسی نیکو بود و 2 ستاره به آن تعلق میگرفت(از طرف اراسموس و شرکا) ولی این عزیز ژولیده ظاهر که ظاهرا در تیم مقابل و با کوچینگ آقا مراد و با لباس خاکستری به میدان آمده هنرش را تک صفحه تک صفحه در روزنامه وزین شرق بر عالم می تاباند هنوز جوان است و قرار دادن او با آقای فرهاد پور( که به حق سگ چند خط تجربه اش به ترجمه نصف این آقایان که در هر کلام 40 تن از علمای غرب را به صف کرده یکی دو دگوری بگوری اینورکی هم در آن می چپانند، شرف دلرد.) کار بس دشواری است، و فحش به بزرگان دادن احتمالا جز اموری است که آق داریوش در ترانه های اخیر جناب دکتر احمد آقا جراح قلب را ده سال پس از مرگ پاچه گرفته اند و شاید این از شجاعت باشد که جوانی در این سن به جنگ عاقله مردی مجهز به موشک و... می رود آنهم با دست خالی و لپ گلی،.به هر جهت بنده وظیفه داشتم نفت بر آتش بریزم .

5:29 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

با کلیت حرفهایتان موفقم. با حرف آن دوست درباره رامین جهانبگلو هم موافقم. هرچه باشد، سرپرستشان در این کارها ید طولایی دارد، از ترور نافرجام بابک احدی توسط ایشان و دوست عزیزشان یوسف اباذری در مجله کیان بگیرید تا بعد. البته فکر می کنم در یک مورد واقعا حق داشته اند، آقای ضیمران با آن سرقت های گل و گشادش واقعا مستحق آن مجازات بود، هرچند نمی دانم چرا به او بند کردند، چون خودش در کتاب ماه ادبیات و فلسفه همپالکی آنهاست، شاید هم یک اقدام هماهنگ نشده بوده، ولی هرچه بود من که کلی حال کردم!
در مورد شما هم باید بگوبم باید منتظر اقدامات بعدی باشید، چون آنها تخصصشان این است که بگردند چار تا اشکال و ایراد توی یک کاری پیدا کنند و بعد کلیت کار طرف را زیر سوال ببرند و تخریب شخصیتی بکنند

7:16 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

جناب آقای یزدانجو، احساس می کنم ماجرای این مقاله شما هم کم کم دارد مثل مقاله آقای فرهادپور و آقای اباذری در مورد ساختار و تاویل متن آقای بابک احمدی می شود. من شنیده بودم که شما خودتان با آقای فرهادپور دوست بودید. واقعا حیف نیست که روشنفکران ممکلت ما اینطوری با هم در بیفتند؟
دوستدار همه شما

8:10 PM  
Blogger Ø®Ø±Ø³ مهربان مي نويسد:

salam jaleb bood

3:05 AM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

salam. man taze in matlab ra khandam. be nazar e man ham jaleb bood. albatte bad nabood betor jodagane darbare ekhtelafate fekritan ham harf mizadid. Ba in hal, kheyli khoob.
Soroosh

3:05 PM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::