February 23, 2007

ایرانی­شناسی

هویت­جویی و هویت­پژوهی ما ایرانیان اغلب بیش از آن که رنگ­وبوی بازشناسی بی­دریغ و بی­رحمانه­ی «ایرانیت» را به خود گرفته باشد، در چنبره­ی تفاخرهای تاریخی به جغرافیایی به نام «ایران» گرفتار آمده. اما هویت ما «ایرانیان» را «ایرانیت» ی پایه گذاشته و پرورده که بدون بازشناسی آن به کم­ترین کام­یابی در کشف و کاوش در هویت ایرانی دست نخواهیم یافت.
این کشف و کاوش از یک سو بر این باور استوار خواهد شد که، «ایرانیت» نامی ماهیت­­نما و شاخصه­ای فرهنگی و بدبختانه اغلب دگرگونی­ناپذیر است که، بی­شک، به گواه انبوهی از مستندات مکتوب و منقول گذشته و حال، مهر خود را بر رویکردهای فردی و جمعی ایرانیان زده، در نهایت زمینه­ساز پدیده­ی منحصربه­فردی به­عنوان «رفتار ایرانی» شده؛ از دیگر سو، این رفتارشناسی با توجه به بستر فرهنگ ایرانی معنا خواهد شد، فرهنگی آکنده از اسطوره­هایی که نه تنها کم­ترین کمکی به بالیدن آن نکرده بل­که، برعکس، کارکرد خودفریبانه­ی آن­ها است که انسان ایرانی را از رودرویی راستین و بی­ملاحظه با تصویر ناخوش­آیند خود باز داشته، از این رو اولین و اساسی­ترین وظیفه­ی دشوار و مشقت­بار هر پژوهنده­ای که می­خواهد به خودشناسی ایرانی راه یابد باید افشای این اسطوره­ها در نهایت بی­ملاحظگی و بی­رحمی، با قبول خطر نفرت­انگیزی و خودخوارداری، باشد.
بیش از چهل سال پیش، ایرانی جسوری به نام جمال­زاده، که بیش از سیزده سال در ایران به سر نبرده اما درک عمیقی از گرفتاری­های ایرانیان داشت، در سلسله مقالاتی تحت عنوان «خلقیات ما ایرانیان» به افشای آغازین این اسطوره­ها اقدام کرده و به این ترتیب طعن و توهین هموطنان را به جان خرید و البته این­گونه از ادامه­ی راه باز ماند. با این حال، آن­چه امروز روز نیز همچون آن گذشته ضرورتی مبرم دارد ادامه­ی راهی است که او، در کنار دیگرانی چون هدایت، در آن گام نهاده اما نخوت نوعی ایرانیان اجازه­ی استمراربخشی به آن را نداد. از این رو، در موقعیت خاص معاصر، روشنفکر ایرانی (اگر این ترکیب مطنطن اما اغلب توخالی را در معنای محدود و کاملا" کارکردی آن در نظر گرفته باشیم)، بیش و پیش از هر نقادی فرامرزی، باید که هم و غم خود را صرف این مقال کند.
به سهم خود، می­کوشم از این پس و در این راستا با نوشتاری نظام­مندتر به جستارگشایی­هایی هرچند پراکنده بپردازم: زیرا، آن­چه ما اکنون همچون همیشه و بیش از هر زمان به آن نیاز داریم کشف و کاوش در «ایرانیت» است، نه در «ایران»؛ در تاریخ جغرافیایی، نه در جغرافیای تاریخی: نه «ایران­شناسی»، ­بل­که «ایرانی­شناسی».

3 نظر:

Anonymous ابوسعید مرضایی مي نويسد:

پی گیر مطالب هستم
خوشحالم که می خوانم
و نگاشته می شوید
ممنون
لینک دادم

1:24 PM  
Anonymous پرسشگر مي نويسد:

سلام پیام جان!
همون‌طور که می‌دونی٬ تعدادی از نماينده‌گان اقلیت و اکثریت مجلس دارن برای کشوندن احمدی‌نژاد به مجلس و پرسش از عملکرد ضعيف‌ دولت‌ش امضا جمع می‌کنن. ما بر اون شديم تا با يه حرکت مدنی برای تسريع اين کار نامه‌ای به نماینده‌گان مجلس بنویسیم و خواستار طرح سؤال‌هامون بشیم. تا به حال بیش از ۱۰۰ وبلاگ‌نویس و خواننده‌گان وبلاگ‌ها این نامه رو امضا کردن. شما هم می‌تونی با مراجعه به لينک اين پيام٬ اين نامه رو امضا کنی و به‌ش لينک بدی. مطمئنآ حمايت شما می‌تونه تأثير زيادی در موفقيت اين حرکت داشته باشه.
يا حق!

3:34 PM  
Anonymous نهفت مي نويسد:

بسيار خوشحالم از اينكه وبلاگ شما را به صورت اتفاقي پيدا كردم و مي‌تونم از مطالب روشنگر اون استفاده كنم. اينجا سوالي براي من مطرح ميشه: ما به چه كسي ميگوييم ايراني؟ يعني ايرانيها واجد چه خصوصيت مشتركي هستند؟ زبان، مذهب،قيافه و يا يكپارچگي عقايد ؟ اگر 100 نفر انسان مقيم داخل مرزهاي ايران رابه صورت تصادفي انتخاب كنيم چند نفرشان داراي خصوصيات مشترك هستند؟ و حالا اين را قياس كنيد با مثلا 100 نفر انتخابي در آلمان.

12:09 AM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::