April 12, 2007

اندکی از اقتصاد نشر در ایران

در کنار انواع عوامل فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی که به کم­بود و کاهش آمار انتشار کتاب در ایران منجر شده، مساله­ی مهم دیگری هم هست که اغلب به­سادگی نادیده یا دست کم گرفته می­شود: عامل اقتصادی. بدبختانه این مساله­ای است که نه تنها خوانندگان عمومی و غیرحرفه­ای بل­که حتا مخاطبان خاص و حرفه­ای هم چندان التفاتی به آن ندارند.
اقتصاد نشر را در شکل کلی می­توان به سه بخش نگارش (مولف و مترجم)، تولید (ناشر)، و عرضه (پخش و فروش) تقسیم کرد، که تحلیل تک­تک این بخش­ها هم بحث درازدامنی خواهد شد و هم پرداختن به تمام ابعاد آن­ها در حیطه­ی تخصص من نیست. با این حساب و با اتکا به تجارب شخصی، من در این­جا به شیوه­ای اجمالی - مثالی می­کوشم بخش اول این سامان اقتصادی را با توجه به وضعیت فعلی روشن کنم.
فرض کنید که شما نویسنده یا مترجمی میانه­حال اید که قصد نگارش یا ترجمه­ی کتابی را دارید. اولین نکته­ای که در این­جا باید مد نظر قرار گیرد میزان هزینه­ای است که باید برای تهیه­ی نسخه­ی اولیه (الگوی اصلی) کالای­تان (کتاب) صرف کنید. این هزینه طبعا" شامل هزینه­های زمانی و هزینه­های نقدی است. پیش از همه، صرف نظر از این که مولف باشید یا مترجم، ضروری و بدیهی است که ضمن پرداخت مبالغی برای تهیه­ی منابع و مصالح کارتان (انواع کتاب­ها و نشریه­هایی که برای تسلط و تخصص­یابی در موضوع مورد علاقه به آشنایی با آن­ها نیازمند بوده­اید) مدت زمانی را صرف مطالعه­، تامل، و تعمق بر آن­ها می­کنید، تا در نهایت برای تالیف یا ترجمه­ی اثر مورد نظر احساس آمادگی کنید.
مرحله­ی بعدی مرحله­ای است که مستقیما" به کار بر روی اثر مورد نظر مشغول می­شوید. اگر کار شما تالیفی باشد مدت این مرحله چندان معلوم نیست؛ با این حال، می­توان فرض کرد که برای تالیف یک کتاب حدودا" دویست صفحه­ای به­طور میانگین به چهار ماه وقت نیاز خواهید داشت. همچنین اگر اثر مورد نظر شما ترجمه­ی کتابی در همین حدود باشد باز هم حدودا" به همین چهار ماه وقت نیاز خواهید داشت (تقریبا" یک ماهی برای مطالعه­ی اولیه و سپس بازخوانی به قصد آمادگی برای ترجمه، و سه ماه هم برای انجام عملی آن). آن­گاه، به­فرض این که ناشری اثر را پس از بررسی­های لازم پذیرفته و آماده­ی عقد قرارداد انتشار آن با شما باشد (فرضی که عملا" با اما و اگرهای فراوانی روبه­رو بوده و تحقق آن خود می­تواند فرآیند زمان­بری باشد که ماه­ها و بل­که سال­ها به طول بیانجامد)، نسخه­ی اولیه­ی اثر را به ناشر تحویل خواهید داد و ناشر هم (بسته به اولویت­بندی و دیگر مولفه­های مد نظر خود) اثر را اغلب ظرف مدت شش ماه تا یک سال وارد مرحله­ی تولید خواهد کرد. در این مرحله معمولا" دو ماه دیگر را صرف بازخوانی نسخه­ی حروف­چینی­شده، بازبینی و ویرایش، غلط­گیری، و حک و اصلاحات نهایی آن (از جمله تعدیل یا حذف موارد اصطلاحا" ارشادی: کسب مجوز از ارشاد، که باز هم خود می­تواند ماه­ها و بل­که سال­ها به طول بکشد) خواهید کرد.
به این ترتیب، و با یک حساب سرانگشتی، این فرآیند انتشاراتی، از هنگام آغاز نگارش اثر تا هنگام انتشار آن، به­طور میانگین یک تا دو سال زمان خواهد برد – از این مدت یک تا دو ساله، شما حداقل شش ماه آن را صرف کار بر روی اثر کرده­اید. اکنون، با نادیده گرفتن هزینه­های زمانی و نقدی جانبی که پیش و پس از انتشار اثر صرف کرده و می­کنید، درآمد شما از بابت این فعالیت اقتصادی چیست؟
قراردادی که به هنگام انتشار اثر با ناشر خود امضا می­کنید معمولا" مبتنی بر پرداخت درصدی از بهای پشت جلد کتاب­ها به شما است، به این ترتیب که (بسته به موقعیت شما و ناشر و ارزش اقتصادی اثرتان) معادل هشت تا پانزده درصد از بهای کل تیراژ کتاب را دریافت خواهید کرد (معمول­ترین درصدی که برای شما در نظر گرفته می­شود ده درصد است). با این حال، دریافت این مبلغ هم موکول به شرایطی است که از جمله­ی مهم­ترین آن­ها این­ها است: در محاسبه­ی نهایی، عموما" تنها نود درصد از تیراژ کلی کتاب مبنا قرار می­گیرد و ده درصد بقیه به حساب تبلیغات، ضایعات، و ... گذاشته می­شود؛ همچنین، پرداخت مبلغ مورد محاسبه معمولا" شش ماه پس از انتشار یا توزیع کلی کتاب، یک­جا و یا در اقساط ماهانه صورت خواهد گرفت.
حال، کار کتاب شما از این بابت به کجا می­کشد؟ برای تعیین درآمد حاصل از هر کتابی دو عامل قیمت و تیراژ را باید مورد بررسی قرار داد. بنا به یک سنت رایج (و البته اغلب غیرقابل­توجیه)، در کشور ما قیمت نهایی کتاب را صفحه­ای و بدون توجه به تیراژ اثر، کیفیت آن، و جایگاه مولف و ناشر تعیین می­کنند، و قیمتی که در حال حاضر برای هر صفحه تعیین می­شود حدود هشت تا دوازده تومان است. با این اوصاف، کتاب دویست صفحه­ای که شما تالیف یا ترجمه کرده­اید، در حال حاضر حدود دو هزار تومان قیمت خواهد خورد. اما در مورد تیراژ، وضعیت از این هم ناامیدکننده­تر است. در حال حاضر و در ایران، کتاب­های چاپ اول با تیراژی بین هزار تا دو هزار نسخه منتشر می­شوند. بنابراین، کتاب شما هم در خوش­بینانه­ترین حالت تیراژی معادل هزار و پانصد نسخه خواهد داشت. حال محاسبه­ی نهایی مشکل نیست: ده درصدی که از بابت هزار و پانصد نسخه کتاب دو هزار تومانی دریافت خواهید کرد، بدون دخالت دادن و کسر کردن سایر موارد مصرح در قراردادتان (که در بالا به یک مورد مهم­اش اشاره شد)، نهایتا" مبلغی معادل سیصد هزار تومان خواهد شد که معمولا" بعد از شش ماه یک­جا یا در اقساط چندماهه به دست شما خواهد رسید. این یعنی، سوای هزینه­هایی که پیش از آغاز به تالیف یا ترجمه­ی اثر دویست صفحه­ای خود کرده­اید، در ازای حدود شش ماه کار و حدود یک سال انتظار تا انتشار اثر، در خوش­بینانه­ترین حالت و پس از گذشت شش ماه دیگر، مبلغ سیصد هزار تومان دریافت می­کنید (آن هم در صورتی که ناشر به تعهدات خود عمل کند، و این در حالی است که موارد خلاف این هم بسیار دیده می­شود) – دست بالا، خوش­اقبال که باشید و کتاب­تان بعد مدتی تجدید چاپ شود باز هم در نهایت مبلغ کم­وبیشی بر همین مبنا و در همین حدود به شما خواهد رسید.
همچنان که در ابتدا اشاره شد، من در این­جا به تحلیل اوضاع دو ضلع دیگر اقتصاد نشر (ناشران تولیدکننده­ی کتاب و بازار عرضه و تقاضای این کالا) نپرداخته­ام. با این حال، در راستای نوعی نتیجه­گیری کلی، به نکاتی در این راستا اشاره می­کنم. اول این که ناشر هم کالای خود را معمولا" با تخفیف سی درصدی در اختیار مراکز پخشی می­گذارد که مطالبات ناشر از این بابت را تقریبا" هشت ماه پس از تحویل کالا به او پرداخت می­کند. با در نظر گرفتن این که، باز هم معمولا"، ناشر پنجاه درصد از بهای پشت جلد کتاب را صرف هزینه­های تولید آن کرده، در نهایت بیست درصد از بهای هزینه­کرده برای هر نسخه کتاب را پس از حدود هشت ماه دریافت می­کند – باز هم در صورتی که پخش­کننده به تعهدات خود پای­بند باشد، و آن هم در حالی که موارد مخالف این بسیار بوده و هست (نکته­ی دیگری هم هست: درآمد ناشر از این بابت کل تیراژ کتاب را در بر نگرفته، بل­ تنها شامل نسخه­هایی می­شود که به پخش­کننده تحویل داده و پخش­کننده موفق به توزیع آن­ها می­شود، و این یعنی که ناشر باید هزینه­های گزافی را صرف انبارداری برای نگه­داری نسخه­های پخش­نشده و همچنین نسخه­های برگشتی از سوی پخش­کننده کند). از سوی دیگر، عرضه­کنندگان مستقیم کالا هم کتاب­ها را معمولا" تنها با تخفیف بیست درصدی خریداری کرده و علاوه بر هزینه­های جاری، هزینه­های بسیاری هم از بابت نگه­داری و مشتری­یابی برای کتاب­های نفروخته­ای کنند که ای ­بسا سال­ها باید در قفسه­های فروشگاه بمانند – و اگر میانگین فروش یک­چنین فروشگاهی را در نظر بگیریم خیلی ساده به اوضاع نه­چندان جالب آن پی خواهیم برد.
نتیجه­ این که، اقتصاد نشر در ایران، با توجه به قیمت پایین کالای تولیدی خود و محدود بودن بازار عرضه و تقاضای آن، اقتصادی ضعیف و بل­که فقیر است. مشکل عمده در این میان، به­زعم من، ناشر یا کتاب­فروش نیست: کتاب­فروشی که با این اوصاف در ایران عملا" در ردیف کارهای کم­­اقبال و کم­درآمد است و از بابت ناشر هم، اطمینان می­دهم که، اوضاع ناشر ایرانی (طبعا" از ناشران مستقل و موجه حرف می­زنم) به­مراتب دشوارتر از ناشران خارجی است – همین بس که، یک ناشر خارجی، با وجود برخورداری از ظرفیت­های بسیار بیش­تر برای تولید و عرضه­ی کالای خود، تنها پنج تا ده درصد از بهای پشت جلد کتاب و آن هم تنها کتاب­های به­فروش­رفته و نه کل تیراژ را به پدیدآورنده پرداخت می­کند. مشکل عمده این­جا است که بازار کتاب در ایران، بازاری که نه تنها – به دلیل محدودیت فارسی­زبانان در جهان – مشتری خارجی ندارد بل­که مشتریان داخلی­اش هم در مقام مقایسه بسیار اندک اند (بازاری با مشتریانی به­لحاظ آماری محدود و به­لحاظ عملی محدودتر) کم­توان­تر از آن است که انتظارات اقتصادی مولف و مترجم را تامین و در نتیجه او را به فعالیت مستمر و افزون­تر ترغیب کند و در این وضعیت (اگر از دو عامل مساعدت نهادهای آکادمیک و بودجه­های فرهنگی دولت، به دلایل آشکار، در گذریم) طبعا" تنها چاره­ی کار بالا رفتن بهای کتاب و ازدیاد تیراژ آن خواهد بود، و این یعنی افزایش توان و تعداد مصرف­کنندگان کالایی به نام کتاب، و این هم که خود به همان عوامل فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی­ای منوط می­شود که می­دانیم (و همین­جا است که تعامل و تداخل این عوامل با عامل اقتصادی باید مورد تحلیل جدی­تر قرار گیرد).
با این همه، مسائل دیگری هم می­تواند مطرح باشد: نفس افزایش درآمد پدیدآورندگان کتاب و بهبود وضعیت اقتصادی آنان آیا کارگشا است؟ در شرایطی که فضای عمومی برای استقبال از مطالعه مهیا نبوده، آیا عالی­ترین و ارزنده­ترین آثار هم با اقبال نامناسبی مواجه نخواهد شد؟ و آیا سال گذشته و سال­های گذشته کتاب عالی و ارزنده کم منتشر شد؟ صد البته این­ها هم واقعیاتی نادیده­نگرفتی است، اما قادر ساختن مولف و مترجم به استمرار کار و در نتیجه انتشار آثار نوتر و پیراسته­تر هم از عواملی است که می­تواند این اقتصاد افسرده را از این که هست اندکی شاداب­تر کند.

5 نظر:

Anonymous Anonymous مي نويسد:

با نظرتان در باره فیلم اخراجی ها کاملا موافقم . موفق باشی.

3:33 PM  
Blogger anoosh مي نويسد:

بخش سوم مقاله "هویت ، مدرنیته و هویت شهری " با نام " هویت شهری یک گفتمان است " به قلم کیومرث مسعودی در سایت رادیو زمانه و وبلاگ اندیشه نو منتشر شد . دیدن نمایید و نظر دهید.
Www.andishehnou.blogfa.com
www.radiozamaneh.org
آقای یزدانجو خوشحال می شوم نظراتتان را درباره مقاله بدانم.

10:45 PM  
Anonymous کامران مي نويسد:

وقتی بیلبورد اخراجی ها رو روی سر در سینما عصر جدید دیدم ، خیلی ناراحت شدم . اصلا برام قابل درک نیست که چند سال پیش تصویرهای پاره شده و رنگی شده سر در سینماها رو می دید م و امروز فیلم آقای ...که حتما با فروش اش کلیشه اهالی فرهنگ رو هم به تمسخر گرفت.
من هم این فیلم رو نمی بینم .

11:16 PM  
Blogger Babak مي نويسد:

پیام جان داغ دل تازه کردی.
بابک

4:43 AM  
Anonymous امين مي نويسد:

يادداشتت همون چيزايي رو كه همه ميگن با يه سري رقم اضافه گفته. ولي يه سوالايي رو جواب نميده
1. كتابسراي نيك هم ضرر مي ده؟
2. سود چاپ دوم براي ناشر چقده؟
3. همين نشر مركز خرجشو از كجا مياره ميده؟ با اين تفاصيلي كه شما گفتين عمرا با سالي دويست تا چاپ خرج اون ساختمون گت گنده با اون همه كارمند در نمياد.
4. اينجور وقتا به جاي اين شرح و بسطاي كلي بهتر بود فقط درآمد سال 85 خودتون رو مي نوشتين. يادداشت هم باورپذيرتر ميشد هم خلاصه تر!

ديگه؟
شاد باشي!

9:52 AM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::