April 21, 2007

حجاب و کتاب

1
اقدام به در هم آمیختن امور «خصوصی» و «عمومی» و تلاش برای تصرف کلیتی برساخته­ از این دو، همچنان که رورتی می­گوید، پیشینه­ی دور و درازی در تاریخ اندیشه و عمل انسانی دارد. در واقع، انواع مبارزات اغلب خشونت­آمیزی که در این پروسه پی گرفته شده از نبرد بی­امان و کشاکش بی­نتیجه­ای حکایت دارد که به­لحاظ تاریخی میان این دو حوزه در جریان بوده: مصداق اقتصادی این کشاکش که از یک سو به اقتصاد سراسر آزاد (شخصی - خصوصی / private) و از سوی دیگر به اقتصاد سراسر سوسیالیستی (عمومی – دولتی / public)، به عنوان دو حد نهایی این دوگانه، منجر شده مشهورتر از آن می­نماید که نیازی به یادآوری داشته باشد. با این حال، از جمله مصادیق مهم این مبارزه را همچنین می­توان در صحنه­ی سیاستی یافت که با نبرد بین سامان­ها (یا در واقع پاد - سامان­ها) ی سیاسی آنارشیستی (که وجود هرگونه دولت سامان­دهنده را شر قطعا" غیرضروری شمرده­اند) و سامان­ها (یا در واقع حاد - سامان­ها) ی سیاسی­ کمونیستی یافت (که از منظر آن­ها دولت خیر مطلقا" ضروری است).

2
آن­چه در نگاه اول جلب نظر می­کند «تمامت­خواهی» این هردو دیدگاه سیاسی است. به نظر می­رسد یکی می­خواهد همه­ی امور منتسب یا متعلق به حوزه­ی عمومی را هم به حوزه­ی خصوصی محول کرده و نافی هرگونه الزام و ضرورت برای وجود دولتی باشد که خود آن را در هر صورت سیستمی سلطه­خواه و سرکوب­گر می­داند، و دیگری برعکس، می­خواهد حوزه­ی خصوصی را به عنوان جزئی از یک کلیت گسترده­تر در حوزه­ی عمومی ادغام کرده و با در دست داشتن دستگاه دولت، در واقع زمام هردو را حوزه را یک­جا به دست داشته و این­گونه نافی هرگونه حقی برای حیات خصوصی می­­شود؛ این یعنی که، یک نگره فرد را تمام ماجرا می­انگارد و او را در قبال اجتماع از استقلال غیرانتقادی و کاهش­ناپذیری برخوردار می­داند که هرگونه دولتی صرفا" در صدد محدود کردن یا منهدم کردن آن بر آمده، نگره­ی دیگر اجتماع را اساس هرگونه حق و حتا هویت فردی شمرده، آن را دارای اختیار و اقتداری نه فقط ارشادی بل اکیدا" الزامی می­داند که باید به هر وسیله افراد را زیر نظارت بگیرد.
پس، به نظر می­رسد دیدگاه انتقادی غیرجانب­دارانه­ای که بخواهد، ضمن اعتباربخشی به تمایز دوگانه­ی خصوصی / عمومی و تاکید بر حفظ استقلال این دو حوزه از هم، آن «تمامت­خواهی» بارز یا نهفته را به باد حمله بگیرد باید آن هردو گرایش را به یکسان آماج انتقادات خود سازد، زیرا روی هم رفته، اهمیت کشاکش تاریخی بین این دو حوزه و نفس موازنه­ی موجود میان آن دو در هر جامعه­ی انسانی است که میزان وجود و رعایت آزادی­های فردی و اجتماعی را معین می­کند. از این رو، شکی در این نیست: این هردو رویکرد افراطی هریک به سهم خود می­تواند برهم­زننده­ی موازنه­ی مطلوب میان آن دو حوزه و آن دو گونه آزادی باشد. با این همه، یک نکته را نباید ناگفته گذاشت: تا آن­جا که مسئله­ی قدرت در میان بوده و این قدرت در رابطه با وضعیت موجود و معاصر ارزیابی شود، بی­شک، این قطب دوم آن کشاکش بوده که اغلب دست بالا را داشته و از هر وسیله­ی ممکن برای تحکیم موضع خود و تحدید و تضعیف قطب مخالف بهره برده. و این یعنی که، آن­چه امروزه دست کم در برخی موارد به­شدت محسوس­ می­نماید تلاش حوزه­ی عمومی برای تسلط یافتن بر حوزه­ی خصوصی و تصرف تمامی آن برای بازتولید ارکان اقتدار خود در تمام سطوح فردی و اجتماعی در قالب یک تمامیت است.

3
دو اتفاق به­ظاهر بی­ربط به هم را در نظر بگیرید: طرح مبارزه با بدحجابی و تحدید نمایشگاه بین­المللی کتاب تهران. صرف­نظر از مثبت یا منفی بودن این اقدامات و همچنین تبعات آن­ها، یک عنصر اساسی این هردو اقدام را به هم ربط می­دهد: تلاش آمرانه­ی حوزه­ی عمومی برای اثبات اقتدار خود بر حوزه­ی خصوصی، و نه کوششی ارشادی برای اصلاح اوضاع نابه­سامان از دید سامان سیاسی. در هردو مورد، حوزه­ی عمومی مصمم به تعیین و تثبیت ارزش­هایی است که مکلف کردن افراد به اطاعت از آن­ها را نه فقط حق خود بل­که وظیفه­ی خود می­داند. از یک سو، نیروی انتظامی در صدد مستقر ساختن نظمی بر برخی افراد (زنان) است که از دایره­ی مسئولیت­های تنظیمی­اش فراتر می­نماید، و از دیگرسو وزارت ارشادی است که به عنوان وزارت الزام عمل کرده و برای افرادی (ناشران) معین می­کند که فعالیت خود را به چه چارچوبی مقید و منحصر کنند. در هردو حالت، دولت در مقام حامی و حامل حوزه­ی عمومی تصمیم می­گیرد و تعیین می­کند که حوزه­ی خصوصی در کجا و تحت چه شرایطی موجودیت شخصی خود را مطرح کند.
اما این صرفا" محدود و مقید کردن جلوه­ی حوزه­ی خصوصی در حوزه­ی عمومی نیست. مسئله فقط این نیست که زنان در جامعه چگونه خود را به نمایش بگذارند یا ناشران در چگونه نمایشگاهی آثار خود را عرضه کنند. فراتر از این­ها، حوزه­ی عمومی می­خواهد به این وسیله نفس حقوقی را حوزه­ی خصوصی برای خود متصور بوده در قالبی کلی منکر شود – زنان نباید با روسری­­ها و مانتوهای نامناسبی در انظار ظاهر شوند، مردان حق آویختن کراوات در عکس­های مربوط به مدارک شخصی را ندارند، و از این دست؛ همچنان که، نمایشگاه کتاب نباید در شرایطی کارناوال­گونه و به­ظاهر بی­قیدوبند برگزار شود، ناشران به­علاوه باید نوع و نحوه­ی عرضه­ی آثار خود را از پیش به اطلاع رسانده، کسب مجوز کنند، و باز هم از این دست.

4
در هردو حالت، یک قاعده­ی انضباطی (به معنای فوکویی) عمل می­کند که ظاهرا" آزادی شخصی را انکار نکرده اما به­شیوه­ای غیرشخصی آن را محدود می­کند: تو آزاد ای که پوششی داشته باشی اما باید پوششی داشته باشی که حوزه­ی عمومی برای شخص تو مناسب می­داند، تو آزاد ای که کتابی منتشر کنی اما باید کتابی منتشر کنی که حوزه­ی عمومی برای اجتماع مناسب می­داند. در واقع با اتکا به همین قاعده­ی انضباطی است که زن بدحجاب از آزادی آمدوشد در انظار و ناشر بدکتاب از آزادی انتشار و عرضه­ی آثار محروم می­شود.
البته هر جامعه­ی متمدن موازینی برای نحوه­ی آمدوشد افراد در انظار و نوع آثار مجاز به انتشار دارد (در آزادانگارترین جامعه­ها هم هنوز فرد نودیست مجاز به آمدوشد آزادانه در انظار نیست و اثر هرزه­نگارانه جواز انتشار آزادانه ندارد). وسیع­تر، هر انسان اجتماعی در جامعه­­ای زندگی می­کند که طبعا" اقتدار و اختیاری را به حوزه­ی عمومی محول کرده، از این رو انتظار اقداماتی از سوی دولت برای حفظ موازنه­ی مطلوب میان حوزه­ی خصوصی و حوزه­ی عمومی می­رود. اما مسئله این نیست. مسئله­ حدود مسئولیت­های محول به دولت در تعیین صلاحیت امور، و از این مهم­تر میزان اختیارات آن برای اجرای اجباری و الزام­آور صلاح­دید خود است: بدحجابی یا بدکتابی مسئله­ای مربوط به حوزه­ی خصوصی است، پس تعیین مصادیق آن هم تنها می­تواند توسط این حوزه یا نمایندگان آن در حوزه­ی عمومی صورت گیرد، و تازه آن هم در حالی که حدود مشخص­شده نمی­تواند و نباید قدرت و مسئولیتی را به حوزه­ی عمومی محول کند که ناقض یا نافی حقوق انسانی افراد بدحجاب و بدکتاب باشد.
حجاب خوب و کتاب خوب: بعید به نظر می­رسد که هیچ­کس مشکلی با این دو مقوله داشته باشد، مشکل فقط در تعیین خوب و بد و نحوه­ی اعمال تعینات است، و بس – تعیناتی که حقا" باید توسط حوزه­ی خصوصی صورت گرفته و وکالتا" (به­شکل مشروط و محدود) از سوی حوزه­ی عمومی اعمال شود.

5
کوشش برای حفظ تمایز میان حوزه­ی خصوصی و حوزه­ی عمومی، و تاکید بر توازن مطلوب میان آن دو از اصول اساسی هر جامعه­ی مدنی و به­ویژه از وظایف شهروندان اندیشمندتر است، اما در جامعه­ای که حوزه­ی عمومی در صدد اعمال اقتداری هرچه بیش­تر بر حوزه­ی خصوصی است، اول وظیفه­ی «روشنفکر» عمومی دفاع دقیق و دوراندیشانه از حوزه­ی خصوصی خواهد بود – «روشن­فکر» خصوصی که جای خود دارد.

3 نظر:

Anonymous مریم عبدی مي نويسد:

براي نشر کتاب بايد از هفت خوان رستم گذشت که من مطمئنم اگريکي از خوانهاي رستم کتاب چاپ کردن بود حتمن در اين راه در ميگذشت از اين گذشته بسياري از کتابهابايد در زمان خودشان چاپ شوند که تاثير بگذارند(با توجه به اين که نهادهاي ما در جاي خود نيستند يعني بايد به جاي پشت ميز نشستندفوتباليست مي شدند تا راحت تر پاس بدهند وشوت کنند) بايد اين آرزو را به گور ببريم وسعي کنيم کتابي بنويسيم که ربطي به موضوعات روز نداشته باشه تا فردا روزي که مرديم واز قضاي روزگارکسي يا چيزي يا: (مرده پرست ها: ايرانيها که ناشرها هم جز ايرانيها حساب ميشند)خواستند کتابمون رو چاپ کنند با مشکل رو به رو نشوند(که مثلن به پسا مدرن نگند اي که ميگويي يعني چه؟

2:27 AM  
Blogger نقطه الف مي نويسد:

سلام آقای یزدانجوری گرامی
اشاره ی "نوشتن"فوق العاده بود.
در اینجا هم به گمان ام خیر مطلقاً ضروری نه، بلکه خیر لزوماً ضروری! به حساب می آید
این،تمامیت خواهی بارز و نهفته ، نکته ی زیرکانه ای است
و فهم ضرورت این موازنه مطلوب خیلی از مشکلات را قابل درک می کند
و این: تلاش آمرانه برای تثبیت اقتدار...و یا راضی نگه داشتن پایه های اقتدار...؟
که البته انگار هدف یکی است
ناظر کبیر
!
قسمت چهار در توضیح آزادی عالی بود!
البته یک چیزی جای سوال دارد: خانم بدحجاب در مکان عمومی راه می رود و ناخواسته از طرف عموم دیده می شود
یعنی به فرض ، یک مرد مومن که نمی خواهد چشم و ابروی بزک شده یا موی پریشان یا پای برهنه زنانه ببیند، مجبور می شود گناه کند
اما کتاب را در حوزه خصوصی می خوانند و حق انتخاب دارند و هیچ کتابی بصورت اتفاقی از خوانش کگسی عبور نمی کند
بنابراین شاید رد شدن یک خانم بدحجاب قواعد یک آقای بسیار مومن را نقض کند، اما قطعا بودن یک کتابی که با فواعد او در تضاد است، در کتابفروشی، نمی تواند حقش را ضایع کند.به همین دلیل ساده که می تواند آن را نخرد و نخواند.
بنابراین بسیار جای تردید دارد که چرا با هردوی این مسائل یکجور برخورد می شود و چرا هردو را در حوزه عمومی بسته بندی! می کنند؟

پایدار و سرخوش باشید

4:29 PM  
Anonymous Shideh Keshavarz مي نويسد:

mashgh e khoobi kardid.
Bien hecho.

11:28 PM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::