January 06, 2005

(1) روشنفکران رسانه یی و اسب دموکراسی

دو سال پیش، متاثر از بودریار، مقاله­یی نوشتم با عنوان روشنفکران و رسانه­ها. بحث اصلی­ام این بود که، در شرایط آرمانی، روشنفکران و رسانه ها هردو یک نقش را بازی می­کنند و بنابراین در معادلات معاصر اولی جای خود را به دومی خواهد داد. به عبارت دیگر، ادعای من این بود که " زمانی بود که روشنفکران رساناتر از هر رسانه ­یی بودند و امروزه رسانه­ها روشن­تر از هر روشنفکری شده اند." اما همچنان که به­تاکید گفتم این­همانی روشنفکران و رسانه­ها پدیده­ یی در شرایط آرمانی است، وضعیتی که اگرچه جوامع پسا– صنعتی بیش از همه به آن نزدیک شده اند، با این حال تا تحقق کامل فاصله دارد، و بسا که هرگز به­طور مطلق واقع نشود. در نتیجه، با وجود این­همانی مذکور، در حال حاضر می­توان از ظهور پدیده­ یی به نام "روشنفکران رسانه یی" سخن گفت، روشنفکرانی که در عین اشتراکات ایدئولوژیک، بسته به ساختار و سازمان فرهنگی و سیاسی جامعه ­یی که در آن زیست می­کنند، رفتارهای رسانه یی متفاوتی از خود بروز خواهند داد. هدف این نوشته توصیف برخی شاخصه­های روشنفکران رسانه یی در ایران، با توجه به مقوله­ی دموکراسی است
به نظر می­رسد که پیش از هرچیز باید به تعریفی از "روشنفکر رسانه یی" رسید، اما از آن­جا که هردو جزء این ترکیب محل مناقشه اند، به­جای ارائه­ی تعریف، تنها به تفاهمی بسنده خواهیم کرد. خیلی ساده، از دید من، "روشنفکر رسانه یی" موجودی مجهز به سازوبرگ روشنفکری است که صحنه­ی رسانه­ها را نمایش­گاه خود می­سازد. روشنفکر رسانه یی با آگاهی از وضعیت گذاری که گرفتار آن شده، بسته به خاستگاه و خواست­های خود، یکی از دو مولفه­ی هویتی خویش را بر دیگری برتری می­بخشد. بدیهی است که تنها در صورت وجود رسانه­های همگانی مستقل و موثر در فضایی آزاد و جامعه یی باز است که چنین روشنفکری به ایفای نقش کامل خود نزدیک خواهد شد
بنابراین، پرداختن به ویژگی­های روشنفکران رسانه یی در جامعه­ی ایرانی تنها با مد نظر گرفتن نزدیک­ترین وضعیت این جامعه­ به آن فضا میسر می­شود، یعنی وضعیتی که پیشنیه­ی آن حداکثر به یک دهه می­رسد، دهه یی که علاوه بر تحولات داخلی با توسعه­ی شدید تکنولوژی­های رسانه یی، و از جمله اینترنت همراه بود؛ دهه یی که بی­گمان تاثیر تعیین­کننده یی بر آرایش و حتا آرای روشنفکران ایرانی گذاشته، اکثر آنان را، خواه ناخواه، به رسانه­سازی یا رسانه­پردازی کشاند
به این ترتیب و به­طور مشخص، اکنون در میان روشنفکران رسانه یی ایرانی، از یک سو با روشنفکر عرفی و سنتی مواجه ایم که همچنان و هنوز بر منزلت منزه روشنفکری خود تاکید ورزیده و رسانه را تنها یک وسیله می­داند، و از سوی دیگر روشنفکر نوظهور و بی­پیشینه یا کم­پیشینه یی که اولویت اول خود را نقش رسانه یی خویش دانسته، روشنفکری را ابزاری برای ارتقای این نقش می­شمارد. این هردو با وجود فاصله­ی بعضا" بعیدی که در این راستا از هم می­گیرند، وجه اشتراک مهمی دارند و آن دید پیشا- مک­لوهانی هردو به رسانه­ها است. این هردو رسانه را یک وسیله­ی ابلاغ پیام می­دانند، و به این ترتیب به توافقی اصولی بر سر مولفه­ی دوم هویت خویش می­رسند: تنها تفاوت آن­ها در درجه­ی اهمیتی است که برای آن قائل می­شوند. با این حال، در مورد مولفه­ی نخست به اختلاف نظر شدیدی دچار اند که گاه آن­ها را تا مرز تکفیر یک­دیگر نیز پیش میبرد

Labels:

1 نظر:

Blogger Bahram Jalalipour مي نويسد:

پیام عزیز
سلام. به نظرم موضوع و مطلبی که نوشته ای جای تامل و بحث دارد. چند نکته به نظرم رسید اما منتظر می شوم تا باقی مطلب را بنویسی. راستی چرا سریالی اش کرده ای؟
ضمنا غیر از این موضوع یکی دو تا سوال هم دارم که ایمیل خواهم زد
شاد باشی

9:33 PM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::