January 18, 2005

برای بار آخر، شاید

بنا نداشتم (و ندارم) بحث پردامنه­ی انتقادم را شخصا" دامن بزنم. خب، دوستانی درباره­ی نیت نقدم سوء تفاهم دارند، اما این دیگر دست من نیست. البته خوش­حال ام که این جدل موجب شد تا انتقاد اصلی خود را مطرح کنم، تا شاید بعضی از این سوء تفاهمات هم برطرف شود. به هر حال، انتقاد من از روش (تروریستی) و نگرش (نادموکراتیک) بعضی نویسندگان و بعضی جریانات بود و بس. پند دوستان­ام را شنیده ام که اغلب از پرداختن به حاشیه­ها برحذر می­دارند؛ این درست، اما بی­حاشیگی هم همیشه حسن نیست، متن بی حاشیه گاهی اوقات بی بو و بی خاصیت می­شود. به هر رو، این شاید آخرین یادداشت من درباره­ی حواشی آن ماجرا باشد. از جمله­ی حواشی، این سه حاشیه اند
دوست سابق­ام آقای هوشیار انصاری فر (که من، از جمله، آشنایی­ام با براتیگان و "صید قزل­آلا در آمریکا" و دسترسی به متن اصلی" لکان، دریدا، کریستوا" را به او مدیون ام) مطلبی نوشته با عنوان فرهنگ همچون برج­های دوقلو. پرسش­هایی را پیش کشیده که پاسخ­هاش را پیش­تر داده ام. به خاطر صراحت و متانت نوشته­اش و نیز نیالودن آن به مسائل شخصی (سوای مورد مبهمی در پایان آن) از او ممنون ام
در وبلاگی به نام سیانور مطلبی آمده با عنوان "از نقطه­ی ابتدا" که با نام خانم لیلا صادقی امضا شده. طبعا" جوابی برای­اش ندارم. نیز نمی­دانم که آیا نویسنده اش همان خانم لیلا صادقی نویسنده است که آشنایی دوری با هم داریم یا نه. با این حال به ایشان به خاطر افتتاح وبلاگی با همین یک مطلب تبریک می­گویم
امروز خانم دکتر زیبا جبلی (مترجمی که نقد آقایان فرهادپور و مهرگان بر ترجمه­ی وی بهانه­ی نقد من شد) جوابیه یی در روزنامه­ی شرق منتشر کرد. دو نکته­ی بدیهی به ذهن­ام رسید. اول این که استدلال خانم جبلی در مورد هایدگر و دیدگاه ناقدان خود در مورد وی کاملا" خطا و بل که به­عکس است. دوم این که انتقاد متقابل ایشان از ترجمه­ی فرهادپور- مهرگان نشان داد که نقد اگر تروریستی و نادموکراتیک نباشد اتفاقا" می­تواند سازنده باشد، مخرب نباشد

Labels:

6 نظر:

Anonymous Anonymous مي نويسد:

عجب (...)شعری نوشته این سیانور خانم. دستش درد نکند!

10:55 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

درود پیام یزدانجو
در باره ی نقد ، و انتقادت ، علاقه ای به گفتن چیزی ندارم . شاید به این دلیل نباید اینجا چیزی می نوشتم ، نمی دانم . اما می خواهم چیزی بگویم ، گیریم غیر مرتبط . حتی عذر هم نمی خواهم بابتش . می دانی ، نگاهی به جزوه های قدیمی ام می انداختم ، گوشه ای نوشته بودم " می توان متن بود و از حاشیه پرهیخت ؟ می توان چیزی اضافی بر جای نگذاشت ، در حالی که این وجود ، خود ، در جای خود ، اضافه می نماید ؟ " و حال که نوشته ات را خواندم ، یاد آن نوشته ام از قبل تر ها افتادم . شاید حق با تو باشد در باره ی نبودن حاشیه ، و اتفاقی که در آن صورت می افتد . اما به راستی ، می شود جهانی متنی وجود داشته باشد و لایه های موازی متنی پدید نیایند ؟ هر خواندن حتی ، و گیریم نه خوانش ، جهانی دیگر به وجود نمی آورد ؟ و آفریننده اش در ای قبال چه نقشی را باید عهده دار شود ؟ اصولا حتی می شود گفت که باید نقشی داشته باشد ، یا اینکه آن آفریده هم به نوبه ی خود موجودی مستقل شده و دیگر حقی بر آن موجود نیست ؟ پاسخ هایم را برای خود نگه می دارم ... و تو هم این پاسخ ها را ... پاسخ

لولی وش

5:11 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

با درود جناب یزدانجو / نوشته های شما را همیشه با علاقه و کنجکاوی دنبال کرده ام در وبلاگتان هر چند که سیستم نظرخواهی اش کشنده است / نمی دانم چرا فکر کرده اید شاید بار آخر باشد پی گیری انتقادهایتان. برای من که خیلی روشنگرانه بوده و هست این بحث. و به ویژه از حاشیه گی اتش!! لذت برده ام و آن را بخشی از متن خوانش های شما می دانم از نویسندگانی که ترجمه شان می کنید و البته با خلوصی فراوان در وطنی بودنش/ پیشنهاد به خط لاتین نوشتن فارسی را خیلی عالی می دانم. خط عربی شاید نامربوط ترین خط باشد به زبان فارسی. با آن همه مشکلات و اعراب وحشتناکش که در زبان فارسی خنده دار و مضحک است اما فکر می کنم این ایده، کار بسیار وسیع و جمعی بخواهد. بنابراین در شکست خوردن اقدام انفرادی اش تقریبن شکی نیست. شاید بهتر باشد پیش تر چندین دوست و اهل فن را با خود هم رای کنید و بعد اقدام نمایید. که کاری است کارستان و بی گمان دشمن ساز. تا چند سال پیش فکر به لاتین نوشتن زبان کردی( زبان مادری من) خواب و خیال می نمود اما در این چند سال که وضعیتی نیمه مستقل و ویژه در کردستان عراق حاکم شد این ایده را عملی کردند و در حال حاضر و بعد از جند سال آزمون و خطا و دیدن نتایج درخشان این تغییر به خوبی جا افتاده این کار( آن هم در یک کشور عرب زبان ناسیونالیست!)/ شاد باشید هماره و سرفراز.
خالد رسول پور /

10:37 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

آقای یزدانجوی عزیز:
خوشحالم که مطلب قبل را خواندم. دوست‌ دارم بیشتر در این باره بخوانم و بیاموزم و بحث کنم. مقصود پیشنهاد تغییر رسم‌الخط است.
ممنون.
سپینود

3:01 AM  
Blogger ali akbar مي نويسد:

سلام دوست من
وقتي به اينجا رسيدم انتظار داشتم باتازه ترين كارها و انديشه‌هايي - كه تا چاپ شوند هزار سال طول مي كشد - مواجه مي شوم و چه ذوقي كردم . اما مي بينم كه شما هم به دام‌تله‌ي گله گله گذاري و پرسش و پاسخ افتاده‌اي . دوست من حكايت پدر و پسر و خرشان را كه مي داني . اگر بخواهي به اين وادي بيفتي قيد اينجا را بزن كه هميشه هستند كساني كه ناراضي‌اند و حرفي براي گفتن و گله كردن دارند . ما منتظر كار هاي حديديم . پايدار باشي

5:47 AM  
Anonymous sadeghi مي نويسد:

با سلام. این وبی که در این نوشته خود به نام سیانور به ان اشاره کردید متعلق به من نیست و شاید متعلق به دوستی همنام باشد که هم اکنون لطف کرده و نام کوچکش را به رها تغییر داده.
با تشکر
خوشحال می شوم به سایتم سری بزنید

10:03 AM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::