June 15, 2005

انتخاب اخلاقی

این­روزها در برزخ سختی قرار گرفته­ام. دیروز با بابک احمدی حرف می­زدم، بابک بالاخره به جمع حامیان معین پیوست، و در میان نزدیکان­ام تقریبن تنها ماندم؛ بدتر از آن باز هم دچار سرگردانی شدم، البته نه آن­قدر که تسلیم وسوسه­ی درج نام­ام در پای بیانیه­ی دیهیمی شوم (حمایت مشروط روشنفکران از معین، به شرط پای­بندی عملی او و حامیان­اش به تعهدات نظری­ خود، که بدبختانه در گذشته و حال شواهد بسیاری از ناپای­بندی دیده­ام). امشب دیدم که، از میان نامداران، آشوری هم به حامیان معین ملحق شده، در سایت حامیان معین هم نام بسیاری از روشنفکران آمده. معلوم است که مسئله برای­ من محدود یا حتا مشروط به موضع گیری روشنفکران نیست. من به­معنای مصطلح کلمه نه خود را روشنفکر می­شمارم نه توهمی درباره­ی تاثیر روشنفکران دارم (همین­جا نوشته­ام که بزرگ­ترین مانع دموکراسی در دنیای امروز را روشنفکران می­دانم، و برای من این ابدن یک شوخی روشنفکرانه یا یک تعبیر استعاری نیست). اهمیت واکنش روشنفکران برای من تنها در چالش­های فکری­یی است که هرکدام با موافقت یا مخالفت­شان پیش می­کشند و مرا به بیش­تر اندیشیدن مجاب می­کنند ...
هرچه می­گذرد بیش­تر باور می­کنم که انتخابات آتی برای بسیاری از روشنفکران هم یک انتخاب اخلاقی است، خواه به­خاطر تسکین وجدان معذب خود از بار تصدیق، تطهیر، یا حتا تشویق روندهای نادموکراتیک در زندگی گذشته و حال خویش، و شاید کسب آسایشی برای ادامه­ی روال سابق در سایه­ی توهم ادای دین خود به دموکراسی، و خواه به­خاطر این تصور ناپراگماتیستی که شرط هر عمل اخلاقی عمل به وظیفه است نه اندیشه کردن در نتیجه­ی آن.
آن­چه این­روزها در کارزار انتخابات می­گذرد هم موجب خوش­بینی است و اسباب بدبینی. خوش­بینی از آن جهت که شعارها و گفتارهای معین جالب­تر از گذشته است، و بدبینی از این جهت که مشارکتی­ها با بعضی فرصت­ها باز هم فرصت­طلبانه برخورد می­کنند (گنجی با چه حالی آمد و با چه استقبالی رفت؟) ... نمی­دانم. فعلن به این نتیجه رسیده­ام که مشارکت انتقادی با مشارکت منفی انتقادی فاصله­ی چندانی ندارد -- دست­کم از بابت انگیزه، هرچند نه از لحاظ نتیجه: شاید بیش­تر یک افتراق راهکاری باشد تا یک اختلاف راهبردی.
­­دو دنبالک دیروز، درباره­ی خواندنی­ها از دید خودم، امروز هم دنباله­یی داشتند. زیدآبادی مقالات مذکور خود را جمع بندی جالبی کرده، جستاری است که در همان سایت روز آمده. اما مصاحبه­ی دیروز دکتر سروش در شرق امروز، با سانسور مفتضحانه­یی منتشر شد (تعبیر "بشر و بقر ... " را حذف کرده­اند و جمله­ی ابترمانده را به جمله­ی بعدی چسبانده­اند). جالب است: مصاحبه­ی سروش، پدر معنوی روشنفکران دینی و مرجع موجه اصلاح طلبان حکومتی، تا آن­جا که من دیدم، در هیچ کدام از نشریات مکتوب و اینترنتی حامی معین و نزدیک به مشارکت منتشر نشد. مصلحت­اندیشی قابل­انتظاری بود (در کنار انبوهی از مصلحت­اندیشی­های دیگر). همین­جا نوشتم که زمانی "یاس نو" یی­ها انتقاد من از سروش را سانسور کردند؛ برعکس، حالا سروش را سانسور کردند و من اگر نامه­ی دیهیمی در حمایت از معین را امضا کرده بودم اسم­ام برخلاف او در "اقبال" می­آمد. بی­نیازی فعلی فرزندان از شنیدن اندرز پدر دو علت بیش­تر ندارد: یا مشارکتی­ها از موضع سروش باخبر بوده­اند که پیش از این برای نظرخواهی سراغی از او نگرفته­اند، یا این که در کوران جلب آرا فرصتی برای اخذ نظر منتقدان نیافته­اند، همان­طور که برای تشکیل "جبهه­ی دموکراسی­خواهی" فرصتی برای صحبت با بانیان و مروجان این ایده نداشتند. برای من، از این همه این می­ماند که، سروش استقلال عمل خود را نشان داد و تسلیم استفاده­های ابزاری از اندیشه­اش نشد. توضیحی درباره­ی مصاحبه­اش برای روز ارسال کرده است که برای­ام به­یادماندنی است -- وصف حال من هم هست.

Labels:

2 نظر:

Anonymous ميم مي نويسد:

حقا كه چنين خطاىِ تاكتيكى‌اي، آن هم در اين روزهاىِ آخر، از سروش بعيد مى‌نمود ـ البته اگر به‌واقع قصدش كاستن آراىِ معين و افزودن به كروبى نبوده باشد.

8:29 AM  
Blogger پيام يزدانجو مي نويسد:

میم عزیز، مساله خطا نیست، اتفاقن و دقیقن همان "دگراندیشی" است که معین و حامیان اش مدعی حرمت گذاری به آن اند. مگر حرف سروش مصداق مسلم دگراندیشی نبود؟ مساله این است: آن ها که به سروش خودشان هم رحم نمی کنند، حتا این دگراندیشی همدلانه را هم تاب نیاوردند، با من و شما چه خواهند کرد؟

1:41 PM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::