February 16, 2005

یادآوری + خواندنی ها

یادم هست که در آغاز این نت­نویسی بسیاری از دوستان گلایه داشتند که نظر گذاشتن برای نوشته­های این وبلاگ کار دشواری است. وعده دادم که سیستم نظرگذاری را عوض خواهم کرد، که به قول خود وفا نکردم؛ شاید بیش­تر به این خاطر که نظرهای دوستان در همین صفحه­ی اصلی و نه در صفحه یی جداگانه ثبت شود. خوش­بختانه این کاهلی نتیجه­ی مثبتی داشت! بلاگ اسپات سیستم نظرگذاری­اش را بهبود بخشیده، حالا دوستانی که عضو این شبکه نیستند نیز می­توانند با نام خود و با درج نشانی وبلاگ یا سایت خود در هر شبکه یی و یا فقط با نام خود و بدون این نشانی، و یا باز هم به صورت بی­نام نظر بدهند. با این تدبیر، امیدوار ام بیش­تر از نظرات شما بهره مند شوم
دیگر این که با وجود وعده­ی "دات کام" شدن و با وجود ثبت دامین و ... هنوز فرصت سامان دادن به امورات آن را نیافته ام. می­دانم که دارم تنبلی می­کنم، چون از محاسن آن برای­ام می­توانست لینک دادن به مطالب خواندنی یی باشد که در وبلاگ­ها و سایت­های دیگران می­یابم. عجالتا" می­خواهم هر از گاهی اگر حوصله کردم و وب­گردی کردم، به این­گونه نوشته­های مورد علاقه یا مرتبط با کارم، که شاید برای دیگران هم جالب توجه باشد، زیر عنوان خواندنی­ها اشاره کنم. و این هم نخستین­اش
شیوا مقانلو ترجمه­ی داستانی از
آنجلا کارتر را روی وبلاگ­اش گذاشته. آنجلا کارتر در ایران چندان شناخته شده نیست. خود من هم فقط یک مجموعه داستان از او خوانده ام با عنوان "قدیس­ها و غریبه­ها". البته کارتر شهرت­اش را به عنوان یک نویسنده­ی انگلیسی بیش­تر مرهون رمان­های­اش است، اشتهاری که نباید آن را دست کم گرفت: تا آن­جا که یادم می­آید جان بارت، که خودش از نویسندگان برجسته­ی آمریکایی است، کارتر را در کنار بورخس، بارتلمی و کالوینو و دیگران از بزرگ­ترین پسامدرن­های معاصر در عرصه­ی ادبیات داستانی دانسته است
محمد میرزاخانی به تازگی مطلبی نوشته بود درباره­ی جنبش
حروفیه. احتمالا" خیلی از ماها چیزهایی راجع به این جنبش شنیده ایم اما نوشته­ی او شرح روشن و مرور جذابی بر تاریخ و تعالیم حروفیه است. بعد از آن باز هم نگاهی انداخته است به رمان من، فرانکولا. و در تازه ترین نوشته­اش هم نگاه مبدعانه یی دارد به مساله­ی حجاب و مقوله­ی شالوده­شکنی
تا بعد
بعدالتحریر: تازه این یادداشت را نوشته بودم که دیدم امیر پویان شیوا هم یادداشتی نوشته درباره­ی فرانکولا. ذوق زدگی که شاخ و دم ندارد -- احساس خودم را می­گویم

5 نظر:

Anonymous Pouyan مي نويسد:

ممنون بابت فرانکولا و خوشحال میشم اشارات من رو هم دربارة داستان نگاه کنی :)

10:54 PM  
Anonymous مجتبا مي نويسد:

سلام پويان عزيز،
والا من فعلاً مشغول سخن عاشق هستم و پنجاه صفحه‌ی اول که عالی بود. ممنون! فرانکولا و اکران انديشه را هم اين روزها می‌گيرم...
ولی من يک وعده‌ی وفانشده ی ديگر هم يادم است که درباره مقاله‌ای از ژيژک بود. نه؟!
چی شد؟
قربانت،

4:24 AM  
Blogger Bahram Jalalipour مي نويسد:

آقا این سیستم کامنت گذاری بلاگ اسپات درسته که یه تغییراتی کرده ولی کماکان پیچیده اس. توصیه می کنم عوضش کنین

10:34 PM  
Anonymous مجتبا مي نويسد:

حالا پيام درسته من اسمتو اشتباه نوشته بودم و سوتی داده بودم. ولی جواب بده ديگه!

11:53 PM  
Blogger پيام يزدانجو مي نويسد:

دوست عزیزم، ممنون. راست اش به چند دلیل نتوانسته ام خودم را متقاعد کنم. اول این که حجم مطلب خیلی زیاد و فکر می کنم این جا برای رائه ی آن مناسب نباشد. دوم این که در فضای به وجود آمده و حاشیه هایی که خبر داری، فکر کردم شاید این کارم نوعی فرصت طلبی محسوب شود. و سوم این که این چندوقت دغدغه های دیگری را دنبال می کردم. با این همه شاید دست کم بخش هایی از آن ترجمه را این جا درج کنم. کی اش را البته نمی دانم. باز هم ممنون. (راستی من هنوز منتظر نظرات ات هستم.) خوش باشی

11:59 PM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::