August 07, 2005

دین و دنیای روشنفکری

در این مقال مختصر نمی­خواهم بحث پر طول و تفصیل "روشنفکری دینی" و امکان یا عدم­امکان آن را از نو دامن بزنم. با این حال، به گمان­ام، با وجود نظرورزی­های ارزش­مندی که در یکی دو سال گذشته در این باره صورت گرفته، هنوز هم دشواری­هایی در درک دقیق نسبت دین با روشنفکری وجود دارد. نکات ناگفته بسیار است، اما مهم­ترین نکته­ی هنوز ناگفته درباره­ی "روشنفکری دینی" شاید این باشد که، درست به همان اندازه که بخش اول این ترکیب محل تعارض و تنازع بوده، بخش دوم آن هم محل مناقشه می­تواند باشد – و با وجود غفلت نظری، عملن این­گونه بوده است.
­­پیشنهاد من به بیان ساده این است: همچنان که در گفتمان فکری و فرهنگی معاصر چیزی به اسم "روشنفکر غیردینی" نداریم (تنها روشنفکر مارکسیست، روشنفکر فمینیست، روشنفکر لیبرال، و ...داریم)، به همین نحو، باید ترکیب "روشنفکر دینی" را به اجزایی دقیق­تر بخش کنیم. با این حال، می­دانم: در حالی که روشنفکران ما هنوز بر سر امکان یا عدم­امکان مقوله­ی کلی "روشنفکری دینی" مواضع ظاهرن آشتی­ناپذیری دارند ، سخن گفتن از اجزای این کل شاید بیش از حد ایدئالیستی به نظر ­رسد. در نتیجه، شاید پیش از گام نهادن در این راه، دست­کم بتوان خود این مقوله را، همانند مثال­های مذکور در پرانتز، با افزودن یک " - ایست" (" – شناس"، " – گرا")، یعنی با جایگزین کردن تعبیر "روشنفکری دین­شناختی" یا "روشنفکری دین­گرایانه" تدقیق کرد.
همچنان که در بحث­های پبشین در همین­جا گفتم، به گمان من، روشنفکری نه یک ماهیت غیرتاریخی بل­ کارکردی تاریخی است، و از این رو تعریف آن می­تواند دست­خوش تغییر شود. در نتیجه، گرچه روشنفکران دوران "روشنگری" دین­ستیزانی پرشور و راسخ بودند، امروزه دین­ستیزی دیگر شرط روشنفکری نیست (همان­طور که فیلسوف بودن در یونان باستان به­معنی سخن گفتن در باب مقولات مشخصی بود که امروزه سخن گفتن درباره­ی آن­ها شرط فلسفیدن نخواهد بود). پس، اگر بپذیریم که امروز روز، دین­ستایی یا دین­ستیزی شرط روشنفکری یا نا - روشنفکری نیست، روشنفکر امروزی می­تواند دین­دار باشد، یا نباشد – بحثی در این نیست (دین هم می­تواند مانند هر ایدئولوژی دیگری، یا هر مجموعه­یی از پیش­فهم­ها، محیط مفهومی و نیز افق انتقادی ما را شکل دهد).
اما مراد من از این تدقیق، در وهله­ی نخست جلوگیری از سوء تفاهمی است که موجب می­شود هر دین­دار اهل اندیشه­یی را "روشنفکر دینی" بخوانیم، حال آن که روشنفکری کارکردی است که به صرف دین­داری نه کسب می­شود و نه سلب. به این اعتبار، خیلی ساده، "روشنفکر دین­شناس" یا "روشنفکر دین­گرا" نه صرفن روشنفکری دین­دار، بل شخصی است نخست روشنفکر و سپس دارای شناختی از دین، یا با گرایشی به دین.
روشنفکر دین­شناس یا دین­گرا هم بی­شک کلیتی است در حد "روشنفکر چپ" – حال آن که این عنوان برای مثال طیف گسترده ­یی از چپ­های ارتودوکس و مارکسیست – لنینیست­ها تا مارکسیست­های غربی و پسامارکسیست­ها را در بر می­گیرد. پس به نظر می­رسد یکی از مهم­ترین وظایف روشنفکران دین­شناس یا دین­گرا همین اهتمام به تجزیه و تدقیق مطلوبات دینی باشد، راهی که سروش به­شکلی جسورانه در آخرین سخنرانی خود در آن گام نهاده، در راستای نوعی شفاف­سازی حرکت می­کند که به گمان من در نهایت به شفافیت مقولاتی و مفهومی مورد نظر ختم خواهد شد.
بهره­ی دیگر این تدقیق می­تواند بی­نیاز شدن از توجیه تمامیت تاریخ ادیان، کل ادیان، با توجه به دین خود باشد -- نمونه­ی این عدم­تلاش برای تدقیق، نتیجه­­ی این بی­دقتی، چیزی چون مقاله­ی باقی درباره­ی نسبت دین و سکولاریسم است، سخنی که می­کوشد با التقاط مفهومی و اختلاط مقولاتی، تاریخ دو دین، مسحیت و اسلام، را با توجه به روند سکولاریزاسیون توضیح دهد، آن هم به ناچار با ارتکاب اشتباهات فاحشی از این قبیل که: "مفهوم سکولاریسم عبارت است از دنیوی کردن دین و دین را از آسمان به زمین آوردن" (حال آن که سکولاریسم، در نظر و عمل، دست­کم در غرب، درست در راستایی خلاف این حرکت کرده است).
زمانی که بحث "روشنفکری دینی" حول محور تناقض ذاتی این تعبیر می­گشت، من آن را با پرسش ساده یی پاسخ می­دادم: در حالی که امروزه حتا تعبیری چون "فمینیسم اسلامی" کاربرد موجهی پیدا کرده، تشکیک در مشروعیت "روشنفکری دینی" چه معنایی دارد؟ حال هم، با نفی برخوردهای بیش از حد مدرنیستی و با تکرار موضع قبلی خود، تاکید دارم که دشواری در پذیرش یا رد این تعبیر نیست، دشواری اصلی تلاش برای تدقیق هرچه بیش­تر آن است.

9 نظر:

Anonymous Anonymous مي نويسد:

چه عجب! هنوز كسي فحش و فضيحت ننوشته!هر بار ما اومديم اينجا يه چيزي بنويسيم انقدر واژه‌هاي قشنگ ديديم كه سرخ شديم!بابا مگه شما با دوستها و آشنايانتون چه مي‌كنيد كه انقدر به خون شما تشنه‌اند؟ شايد برعكس وبلاگ آرام و مؤدبانه‌اي كه داريد خودتان آدم پرخاشگر و فحاشي باشيد...نمي‌دانم ولي از مطالبي كه مي‌نويسيد آنقدرها هم بوي خون نمي‌آيد كه انقدر فشار خونها موقع كامنت گذاشتن بالا مي‌رود و دندان‌قروچه از كامنتها به گوش مي‌رسد...به هر حال خوشحالم كه يك بار در يك صفحة تميز كامنت گذاشتم. موفق باشيد و ادامه بدهيد

10:54 AM  
Anonymous واقف مي نويسد:

سلام پيام جان
دو نكته رو با عرض معذرت بگم:
كتاب شش متفكر اگزيستانسياليست به شدت نياز به ويرايش دارد.
نيچه براي معاصران رفرنس ندارد

12:59 PM  
Anonymous سعید بی نیاز مي نويسد:

سلام آقای یزدان جو شما را از صفحات بسته شده ی ایران جوان می شناسم. مطلب خودکشی تان جالب بود البته جای اشنایدمن ÷در خود کشی شناسی امریکا خالی بود. کتابش ترجمه شده در ایران: ذهن خودکشی گرا. نمی دانم در خواست معقولی ست یبانه که به وبلاگم سر بزنید و نقدکی بنویسید بر اخرین کارم

1:03 PM  
Blogger Ø§ ـ پوریا مي نويسد:

با قرار دادن ترکیبی مانند "روشنفکر چپ" در کنار "روشنفکر دینی" با فرض تعیین نوعی همسانی کارکردی به مانعی دشوار بر می خوریم. روشنفکر مارکسیست، فمینیست یا... در چارچوب مارکسیسم، فمینیسم و... عمل می کند. حال پرسش این است: آیا روشنفکر دینی نیز در چارچوب دین عمل خواهد کرد؟ این عمل چگونه خواهد بود؟ همان طور که گفتی روشنفکر دینی به معنای روشنفکر دین دار نیست اما صفت "دینی" الزاما در خط مشی روشنفکر تنیده شده است. این مساله در نظام سیاسی تیوکراتیکی چون ایران دشوارتر نیز خواهد شد. چون معلوم نیست کنش انتقادی روشنفکر دینی متوجه چیست. آیا او چگونگی به کارگیری دین در حکومت را نقد می کند؟ اگر فرض کنیم در آینده فضای سیاسی ایران سکولاریزه شود آن گاه تکلیف روشنفکر دینی چه خواهد شد؟ آیا او همچنان می تواند با التزام به دین رویکردی نقادانه در پیش گیرد؟ از آنجا که سکولاریزه شدن به معنای خروج دین از مناسبات سیاسی حوزه عمومی است، به نظر می رسد "روشنفکر دینی" مفهومی است مختص جامعه ای تیوکراتیک (یادآور نوعی اصلاح گری دینی) که با خروج از چنین جامعه ای خود به خود محو می شود

6:52 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

Since when "روشنفکر غیردینی" نداریم ????
Well! We cant expect more, when writer translaters turn to politicians ! Thanks Payam, u really made me laugh today, I think u should try becoming a comedian someday, rather than a politician.

9:54 PM  
Anonymous potin مي نويسد:

خوشحالم که با اینجا آشنا شدم . جالب نوشتید .

11:25 PM  
Anonymous saba مي نويسد:

ok .. .

12:19 AM  
Anonymous بهرام کمالی مي نويسد:

سلام٬ با يه کار سپيد بروزم و منتظر حضور و نظرتون.برقرار باشيد.

11:44 AM  
Anonymous واقف مي نويسد:

سلام پيام جان
نقدي بر سخنان اخير سروش نوشته‌ام.

2:06 PM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::