October 29, 2005

فوکو را فراموش کنید


"این حرف درستی است که منطق فقط به سرخوردگی می­انجامد. ما نمی­توانیم از پیمودن راه درازی همراه با منفی­بافی و نیهیلیسم و این همه اجتناب کنیم. اما فکر نمی­کنید که از آن پس درها به دنیایی مهیج تر گشوده خواهد شد؟ دنیایی که اطمینان­بخش­تر نیست، اما قطعن دنیایی تکان­دهنده تر خواهد بود، دنیایی که در آن نام بازی همچنان چون رازی خواهد ماند. دنیایی که بازگشت­پذیری و عدم­قطعیت بر آن حاکم است ..." (ژان بودریار)

خوش­حال ام که پس از پنج سال توانستم ترجمه­­­ی اولیه­ام از کار بودریار ("فوکو را فراموش کن" به­همراه گفت­وگوی سیلور لوترنژه با او به نام "بودریار را فراموش کن") را با ویرایشی سرتاسری (در نشر مرکز) منتشر کنم. خودستایی نه، دل­خوشی است – حاصل کارم را می­بینم و لب­خندی از سر خشنودی می­زنم: کتابی کوچک، که درس­های بزرگی برای­ام داشت ... به هر رو، در توضیحاتی "برای ویراست دوم" این را نوشته­ام:

راز بودریار این است که می­داند نظریه­ها حائز هیچ "حقیقت" مطلقی نیستند و هرگز شکل ازپیش­تعریف­شده­ یی نخواهند داشت. این است که هر اثرش، افزون بر پی­گیری عمده­ ترین ایده­ها، اشکال فریبنده یی خاص خود را پی می­ریزد. هنوز هم بر این باور ام که "فوکو را فراموش کن" / "بودریار را فراموش کن" دوگانه یی است که به بهترین وجه این راهبرد را جامه­ی عمل پوشانده – هنوز هم باور دارم که این دو متن و مصاحبه، با همه­ی دشواری، از بهترین، دقیق­ترین، و خواندنی­ترین نوشته­های بودریار برای مشتاقان آشنایی با او است.
خوش­بختانه، در فاصله­ی انتشار نخست­بار این کتاب تا به حال، متون متعدد و بعضن مهمی از بودریار و نیز دیگر متفکران مورد بحث به فارسی در آمده، که من هم سهمی در آن میان داشته­ام. گمان می­کنم با مراجعه به این منابع اکنون فهم آرای او و بازخوانی این اثر آسان­تر خواهد بود – هرچند که بودریار این بخت را داشته که بیش از هر متفکر معاصر دیگری مورد بدفهمی قرار گیرد.
از این رو، در ویراست دوم پی­نوشت­های توضیحی و تکمیلی خود و مترجمان انگلیسی را حذف کرده، به­جای آن به تنظیم "کتاب­شناسی فارسی" اقدام کرده­ام، با این امید که، به این ترتیب، از یک سو شتاب و شدت متن اصلی را هرچه بیش­تر حفظ کرده و از دیگر سو مجالی برای خواننده فراهم کنم تا خود به دیگر منابع رجوع کند.
"ویراست دوم" در واقع ترجمه­یی تازه است. برای من این پنج سال گذشته با مطالعه­ی افزون آثار بودریار، آثار پیرامون او، و ترجمه و تالیف نوشته­هایی دیگر از او و درباره­ی او همراه بود. کشف نوشته­های بودریار رخدادی خیره کننده بود، و حال تجربه ایجاب می­کرد تا با فاصله­گیری از شیفتگی­ها و شتاب­زدگی­ها، حالتی که ملازم هر کشف اولیه و شخصی است، با درک و دقت بیش­تری اثر را از نو به فارسی در آورم، باز هم به این امید که، به این ترتیب، از یک سو از بابت نادرستی­ها و نارسایی­های پیشین پوزش خواسته و از دیگر سو آن کژی­ها و کاستی­ها را به کم­ترین حد کاهش دهم.

Labels: ,

11 نظر:

Anonymous noghteh alef مي نويسد:

جستجو همیشه به" سر خوردگی" می انجامد/همیشه به "پارادوکس" می رسد/همیشه به "سرگردانی" دامن می زند...و همیشه "تکان دهنده" است."تکان دهنده"بهترین توصیفی است که در اینمورد می شود به کار برد.انتخاب بی نظیری است....و این:راز" نام بازی" ...و عدم قطعیت.../و پایین تر:نظریه ها حائز هیچ حقیقت مطلقی نیستند و هرگز شکل از پیش تعریف شده ای نخواهند داشت./ به شدت واجب عینی شد که این بهترین،دقیق ترین و خواندنی ترین نوشته ی بودریار را حتما بخوانم.

6:09 PM  
Anonymous noghteh alef مي نويسد:

و یک چیزی :به این می گویند آموزش از راه دور:اینکه نویسنده/مترجم مخاطب را در پی سوالهای پیش آمده دنبال کتابهای دیگر بفرستد / واقعا خسته نباشید...و راستی انتخاب رنگ قبلی بیشتر به خود"فرانکولا"می آمد: کنتراست بالا و خشونتی که در رنگهایش بود.اما قطعا این انتخاب مناسب تری برای نت نوشته های" پیام یزدانجو"است.آنهم در:"این آغازی تازه است": رنگهای خانواده ی بزرگ خاکستری کنار هم نشسته اند. یک نارنجی کوچک هم توی صفحه باشد دیگر حال و هوای صفحه حرف ندارد / لبخند خشنودی تان پایدار!

6:10 PM  
Anonymous ali مي نويسد:

http://ravi.ir/archives/cat_culture.php
راوی یه گزارش درباره قزل آلا نوشته

3:51 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

بابا، فرانکولا، رو کم کنی یه؟ ای ول ...

12:12 AM  
Anonymous ساسان . م . ک . عاصی مي نويسد:

دست‌مریزاد آقای یزدانجوی گرامی! خیلی جذاب است که باید این کتاب را دوباره بخرم. این همه دقت و حساسیت شما ستودنی‌ست (حتی اگر آدم مجبور باشد از هر کتا چهار پنج جلد بخرد تا نکات جدید را ازدست ندهد!). واقعا شما دارید روز به روز ما را به خود مدیون‌تر می‌کنید به خاطر متون دست‌اول و به شدت موردنیازی که با این همه دقت ترجمه می‌کنید. سپاسگزارتان هستم و برای‌تان آرزوی پیروزی و سرخوشی دارم.

1:37 AM  
Blogger Ù…حسن مؤمنی مي نويسد:

پیام عزیز!
شکل و شمایل جدید وبلاگتان را تبریک می‌گویم.

فقط یک نکته در مورد متنتان می‌خواستم بگویم.
دیده‌ام که از شکل نوشتاریی چون "قطعن" به‌جای "قطعا" استفاده می‌کنید. من درست‌بودن یا غلط‌ بودن این طرز نوشتار را نمی‌دانم اما گمان می‌کنم نوشته‌ی آقای آشوری(آخرین پست وبلاگشان ) توضیحاتی در این مورد داده‌است.

موفق و پیروز باشید

11:54 AM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

من خيلي جلوي خودم را گرفتم كه غر نزنم ولي شمارو به خدا منظورتان از قطعن و لزومن و مثلن چيست؟ به خدا اگر بنويسيد مثلا و قطعا و لزوما ما مي‌فهميم. حتي اگر اين علامت كذايي بالاي الف نباشد ما كلمه را درست خواهيم خواند از شما بعيد بود اينقدر تنوين گريز باشيد مطمئنم از آنهايي نيستيد كه با علائم عربي در فارسي پدركشتگي دارندو مي‌خواهند از عربها كه خطشان را به ما دادند انتقام بگيرند پس چرا اصرار به اين نوآوري داريد؟خط فقط يك مشت قرارداد است و با عوض كردن من‌درآوردي قراردادهاي رايج هيچ كمكي به هيچ چيزي نخواهيد كرد.

11:39 AM  
Blogger پيام يزدانجو مي نويسد:

دوست عزیز، مساله اصلن (!) ستیز با قراردادها نیست؛ خیلی ساده، همان طور که شما هم اشاره کرده اید، این فقط به خاطر سهولت در خواندن متن اینترنتی است، چون ناگزیر ایم " را به جای گیومه هم به کار بریم. وگرنه، من هم مخالفتی با کاربرد تنوین ندارم.

7:39 PM  
Anonymous Shideh Keshavarz Manesh مي نويسد:

Payam, yek noskhe az ketab ro baram befrest.
midoonam zahmat mindazamet!vali midooni ke ba vala'a khaham khoond, va badan bara minevisam ke nazaram raje be jeldesh ke be man sefaresh nadadi chi e!

address e man ro ehtemalan dari ?
Shideh Keshavarz
CL Canalejas 30,2 1
08020 BARCELONA
Barcelona - Spain

5:26 PM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

جالبه!!!

12:20 AM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

آقا با عرض شرمندگي اما من از ترجمه اصلا خوشم نيومد يعني آزار دهنده بود بخصوص كلمات كليدي بودريار رو خوب ترجمه نكرده بودي :( آيا تغيير اساسي در چاپ جديد هست ؟

8:32 PM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::