October 21, 2006

ژوليا كريستوا


سومين مجلد از مجموعه­ي «انديشه­گران انتقادي» در باب آرا و آثار ژوليا كريستوا است: نظريه­پرداز ادبي، روان­كاو، و فمينيست برجسته­ي بلغاري – فرانسوي، كه تاثير به­سزايي بر رشته­هاي نشانه­شناسي، نقادي ادبي، و روان­كاوي فردي / فرهنگي / سياسي گذاشته. كريستوا در ايران به­واسطه­ي طرح نظرات­اش در قالب نگره­ي «پسا – ساختارگرايي» كمابيش شناخته شده است و، تا آن­جا كه من مي­دانم، معرفي­ها و مقالاتي هم از او به فارسي برگردانده شده، از جمله، به اين شرح: در «ساختار و تاويل متن» بابك احمدي بخشي به شرح آراي او اختصاص يافته، برگردان مقاله­ي معروف­اش با عنوان «زمان زنان» در «سرگشتگي نشانه­ها: نمونه­هايي از نقد پسامدرن» ماني حقيقي آمده، بخش قابل توجهي از «لكان، دريدا، كريستوا» طبعا" درباره­ي او است، نظريات ادبي­اش در مقام واضع اصطلاح «بينامتنيت» را گراهام آلن در كتابي به همين نام به­طور مفصل شرح داده، مقاله­ي مشهور «كلام، مكالمه، و رمان» اش هم كه در «به­سوي پسامدرن: پساساختارگرايي در مطالعات ادبي» آمده.
با اين حال، همچون دو عنوان قبلي مجموعه («پل دومان»، و «موريس بلانشو»)، «ژوليا كريستوا» هم نخستين كتابي است كه به­صورت مستقل درباره­ي او به فارسي در مي­آيد. نويسنده­ي كتاب نوئل مك­آفي است كه تخصص اصلي­اش علوم سياسي بوده و بنابراين به آثار سياسي­تر كريستوا توجه بيش­تري نشان داده، با اين حال و در عين آن كه توجه شاياني به آثار ادبي­تر او (از جمله آثارش درباره­ي باختين) نكرده، به­شكل تحسين­برانگيزي از عهده­ي تشريح ساير آثار او بر آمده، شگفت آن كه با اين اوصاف، شرح­اش از آراي روان­كاوانه­ي كريستوا از روشن­ترين و درخشان­ترين نوشته­ها است. به هر حال، عناوين اصلي اثر عبارت اند از:

يادداشت دبير مجموعه
سپاس‏گزارى
چرا كريستوا؟
انديشه‏هاى اساسى
1 نشانه‏اى و نمادين
2 سوژه‏ى در فرآيند
3 آلوده‏انگارى
4 ماليخوليا
5 اخلاق سنت‏شكن
6 زمان زنان
7 سرپيچى
پس از كريستوا
براى مطالعه‏ى بيش‏تر
راه‏نماى آثار
نمايه‏ى نام‏ها

كتاب را مهرداد پارسا به فارسي برگردانده، مسئوليت ويرايش و باقي قضايا طبعا" با خود من بوده، ناشر هم كه «نشر مركز» است.

Labels: ,

3 نظر:

Anonymous سروش سمیعی مي نويسد:

پیام یزدانجو
سلام
بعد از مدت ها "فرانکولا" را خواندم. یعنی بعد از مدت ها گیرش آوردم. به نظرم متن به من (خواننده) اجازه ی همذات پنداری با هیولای شما را داده بود. این همان چیزی بود که من در هنگام خوانش متن از آن فرار می کردم. در قیاس با کارهای براتیگان: او با تکنیک های خودش این امکان را تا حد زیادی پایین می آورد.
این باعث شده بود که من چند معنایی انتهای متن را بحساب نیاورم و تناه پایانی که شما پدید آوردید را بپذیرم. اما "فرانکولا" در کل برایم جالب بود. خوشم آمد. از اینکه به چاپ دوم هم رسید، تبریک می گویم.
می خواستم این پیغام را با ایمیل بفرستم که نشد. نمی دانم چرا نشد.
با احترام
سروش سمیعی

8:55 AM  
Anonymous Anonymous مي نويسد:

there is obviously something wrong with your blog pages and I don't understand why you do not make any efforts to correct it. The fire fox cannot protect your pages and as a results, fonts sizes are bigger than normal and annoying. many users nowaday use firefox instead of explorer.

11:40 AM  
Blogger پيام يزدانجو مي نويسد:

دوست عزيز، متاسفانه من با اين مسائل فني آشنا نيستم. مي دانم كه ظاهرن اين مشكل وجود دارد، اما نمي دانم راه حل آن چيست. حمل بر بي اعتنايي نكنيد، شايد فقط بي حوصلگي باشد. به هر حال ممنون از تذكرتان

12:10 PM  

Post a Comment

<<< صفحه ی اصلی

:: نقل نوشته ها مجاز و انتشار آن ها منوط به اجازه ی نويسنده است ::